اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
204
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
ابن زبير از خاله اش عايشه همسر پيامبر روايت كرده است كه او گفت : پيامبر خدا به من گفت : يا عائشة ، ان بدا لقومك ان يهدموا الكعبة ثم يبنوها فلا يرفعوها عن الارض و ليصيروا لها بابين ، « اى عايشه ، اگر قومت بخواهند كعبه را خراب كنند و سپس آن را بسازند ، نبايد آن را از زمين بلند كنند و بايد براى آن دو در قرار دهند » . پس چون ابن زبير در خراب كردن به پايه ها رسيد ، حجر را داخل بنا كرد تا پايه را برآورد و براى كعبه دو در ، درى شرقى و درى غربى ، و بر هر درى دو لنگه قرار داد با اينكه پيش از آن [ بر ] در اولش يك لنگه بود ، درازى دو در را يازده ذراع قرار داد و كعبه را از زمين بلندتر نكرد بلكه آن را مساوى با روى زمين نمود . ابن زبير حجر الاسود را برده و نزد خويش در خانه خود سپرده بود و چون بنا بجاى حجر رسيد دستور داد تا در ميان سنگها براى آن جايى به اندازه اش كنده شود ، سپس پسرش عباد را امر كرد تا هنگامى كه خود در نماز ظهر است و مردم هم به نماز مشغولند و توجه ندارند ، آن را بياورد و در جايش بنهد و آنگاه كه از نهادنش فارغ شد تكبير گويد . عباد بن عبد الله بن زبير در حالى كه پدرش با مردم نماز ظهر ميگزارد و روزى سخت گرم بود ، آمد و صفها را شكافت و سپس حجر را بجايش نهاد و ابن زبير نماز را طول داد تا كار بانجام رسيد و چون قريش از كار او با خبر شدند بخشم آمدند و گفتند : به خدا قسم پيامبر خدا چنين كارى نكرد و قريش او را حكم قرار دادند پس براى هر قبيله اى نصيبى قرار داد . ابن زبير حجر الاسود را كه هنگام آتش گرفتن كعبه شكاف برداشته سه پاره شده بود با نقره محكم ساخت و چون از بنا فارغ شد درون و برون كعبه را با خلوق خوشبو كرد و نخستين كس بود كه كعبه را بخلوق معطر كرد و آن را به پارچه هاى مصرى پوشانيد و از تنعيم احرام عمره بست و پياده رفت . عبد الملك مردم شام را از حج بازداشت ، و آن بدان جهت بود كه هر گاه